همه چیییییییییییییی
گرافیست‌ها معما می‌سازند. ما تکه‌هایی از این و آن را برمی‌داریم و در کنار هم قرار می دهیم تا یک ترکیب هماهنگ (یا ناهماهنگ ، بسته به نظر یک فرد) ایجاد شود و به این صورت است که یک لی‌اوت ، پوستر یا جلد کتاب شکل می‌گیرد. زمانی ، از ساختن تکه‌تکه‌هایی که همه آن را خود ساخته بودم، لذت نابی می‌بردم...

مهم نبود چه چیزی - همان حس ساختن چیزی از هیچ برای من کفایت می‌کرد. اما به هر حال پس از سال‌ها ، در دیزاین طرح‌هایی که مخصوص خودم بود به بن بست رسیدم و درجه لذت در یک سراشیبی رو به پایین رفت.

نمی‌گویم که هر فرد ذخیره محدودی از ایده‌ها و طرح‌ها دارد یا برای همیشه محکوم به طی یک خط مشی مشخص است، اما من در آن دوران دقیقا همین وضع را داشتم. بنابراین ، پس از اینکه از تمام شگردهایم استفاده کردم، ابتکار و استادی‌ام در کار کم کم ناپدید شد. وقتی به مرحله تکرار غیر ارادی رسیدم ، برای تجدید قوا به تصویرسازی روی آورم.

من همیشه از تصویرسازی لذت می‌بردم، از اواخر 1950 که رابرت ویور در همه مجلات آمریکا حضور داشت گرفته تا جریان عظیم و خارق‌العاده امروزی کتاب‌های مصور کودکان . در واقع ، آرزویم این بود که استعداد و مهارت لازم برای تصویرساز شدن را می‌داشتم ، اما نداشتم. بنابراین ، کار کردن با تصویرسازان بهترین گزینه برای من بود. بی شک چنین کاری ، فرصت مغتنمی بود برای کار با اشخاصی که برای حل مشکلات تجسمی آمادگی بیشتری دارند.



من محدودیت‌هایم را به عنوان دیزاینر پذیرفته‌ام و قدم بعدی این است که از این مرحله جلوتر بروم: برای من ، کار تصویرسازان ، چیزی بیشتر از خلق یک تصویر است . تجربه خود من غالبا اینگونه بوده که ایده‌های تصویرسازان به کارم غنا بخشیده . دیزاین من ، درواقع ، قابی بود برای تصویر آنها . می‌دانم که گفتن چنین چیزی رسم نیست ، آن هم زمانی که گرافیست‌ها براستقلال هرچه بیشتر خلاقیت پافشاری می‌کنند (اغلب با ترکیب دیزاین و تصاویر با هم ، در یک مانیفست تایپوگرافیک.) ، اما بهترین تصویرسازان چیزی بیش از کالبد دیزاین ارائه می‌کنند، آنها راوی یک قصه هستند.

به کمک تعداد زیادی از این تصویرسازان خارق‌العاده ، توانسته‌ام مسیر جدید و تازه‌ای برای خود به عنوان دیزاینر / مدیر هنری روزنامه‌ها و مجلات انتخاب کنم. هر کدام از آنها ، ایده‌هایی داشتند که هیچ کدام از آنها به ذهن من نرسیده بودند. علاوه بر این ، این به آن معنا بود که به جای اینکه نگران جدیدترین تایپ فیس (typeface) باشم ، می‌توانستم به دنبال تصویرسازانی باشم - جوان و پیر ، با شیوه کار روایی یا انتزاعی - تا به کار من از طریق خلق محتوای تصویری ، ارزش بیشتری ببخشند.

من دیزاینرهایی که به تنهایی کار می‌کنند را ستایش می‌کنم ، آنان که تصویرسازی و تایپوگرافی را در کنار هم انجام می‌دهند. برخی از شاهکارهای گرافیک به این دلیل شاهکارند که این خصوصیات را دارند. هر چند که همکاری مدیر هنری / تصویرساز با لذت مسحور شدن در لحظه‌ای که تصویرساز به ایده‌ای می‌رسد و آن را به زیبایی اجرا می‌کند ، جبران می‌شود (آنچه الکسی برادوویچ از شاگردانش می‌خواست). و این احساس ، متفاوت از زمانی است که یک اثر تایپوگرافی عالی می‌بینم ، که البته نباید ارزش یکی را به بهانه دیگری پایین آورد.

به هرحال یک تصویر ، شبیه به یک نقاشی یا یک مجسمه و حتی یک داستان  کوتاه یا رمان ، می‌تواند باعث برانگیخته شدن احساسات و پاسخ‌های فکری متفاوتی شود که یک کار typeplay عالی هرگز نمی‌تواند به آنها دست یاد.

حتی تصویری که مربوط به موضوع یا واقعه خاصی است - به عنوان مثال ، رابطه کلینتون - لوینسکی- می‌تواند (البته اگر هنرمند از همه امکانات و استعاره‌ها و نمادهای موجود به خوبی استفاده کند) از محدوده زمانی خود خارج شود و علاوه بر اینکه تصویر آن واقعه خاص است ، به استعاره‌ای برای دیگر مسایل هم بدل گردد.

 

هلرـ استیون/فرهودی ـ کیانا ـ حرفه هنرمند ـ نشریه هنرهای تصویری ـ پاییز ۸۸ ـ صفحه ۸

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 16:23  توسط نازگل  | 

نیره تقوی سال ۱۳۲۹ در شهر تهران زاده شد. او سال ۱۳۵۱ تحصیلات خود را در رشته هنرهای تجسمی از دانشکده هنرهای زیبا تهران به پایان رساند. وی تا کنون توانسته است تصویر گری بیش از ۲۲ کتاب را به انجام برساند.


شرکت دراولین نمایشگاه آسیایی تصویرگران کتاب کودک (تهران۱۳۷۰)، اولین نمایشگاه بین المللی تصویرگران کتاب کودک، (تهران ۱۳۷۲)،  نمایشگاه براتیسلاوا (۱۹۹۱ و ۱۹۸۷) از جمله فعالیت های او در چند سال گذشته به شمار می روند.


نیره تقوی در طول فعالیت هنریش توانسته است افتخارات بسیاری را از آن خود نماید که از این میان می توان به جایزه مداد بلورین (تهران ۱۳۶۸ )، دیپلم افتخار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (سال های ۱۳۶۸ و ۱۳۷۰)، دیپلم افتخارIBBY و جایزه تشویقی نومای ژاپن اشاره کرد.


مجسمه سازی، متحرک سازی، طراحی پوستر و بروشور و نشانه از دیگر تجربه ای او عرصه ی کار هنریش به شمار می روند.


 تصویر کتاب زیباترین آواز

 

تصویر کتاب آنکه خیال بافت و آنکه عمل کرد

تصویر کتاب آنکه خیال بافت و آنکه عمل کرد

 

تصویر کتاب ماهیگیر و دریا

تصویر کتاب ماهیگیر و دریا

 

تصویر کتاب قصه سه رنگ

تصویر کتاب قصه سه رنگ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 12:52  توسط نازگل  | 

محمدعلی بنی‌اسدی کارشناس ارشد تصویرسازی و نقاش، تصویرگر و کاریکاتوریست نام آشنای ایران، سال ۱۳۳۴ در شهر سمنان زاده شد.

بنی اسدی تا کنون بیش از ۸۰ عنوان کتاب ویژه کودکان و نوجوانان تصویرگری کرده است که از این میان می توان به کتاب های بادبادک و کلاغه،‌ خدا با دوستان خود صمیمی ست، قصه های شیرین موش و گربه اشاره کرد. او در حال حاضر تصویرگری مجله هایی مانند باران، کیهان بچه‌ها و سروش کودکان و نوجوانان را عهده دار است.


بنی اسدی هم اکنون عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است و در رشته‌های طراحی، گرافیک، مجسمه‌سازی و انیمشین نیز فعالیت می کند.

دیپلم افتخار و مدال نمایشگاه کاریکاتور یومیوری شیمبون ژاپن (۱۳۶۳)، دیپلم افتخار نمایشگاه کاریکاتور بوردیرا ایتالیا(۱۳۶۸)، جایزه ویژه هیات داوران نمایشگاه کاریکاتور انگله فرانسه (۱۳۶۸)، تندیس هانس کریستین آندرسن از جشنواره روز جهانی کودک (۱۳۸۴)،دیپلم افتخار نخستین نمایشگاه تصویرگران کتاب کودک ایران (۱۳۶۸)، تندیس طلا و دیپلم افتخار سومین نمایشگاه دوسالانه گرافیک ایران (۱۳۷۱)، دیپلم افتخار چهارمین نمایشگاه دوسالانه گرافیک ایران (۱۳۷۳)  از جمله افتخارات داخلی و بین المللی او به شمار می آیند.


محمدعلی بنی‌اسدی به پیشنهاد کمیته جوایز شورای کتاب کودک در سال ۱۳۸۹ به عنوان نامزد ایرانی جایزه جهانی هانس کریستین اندرسن ۲۰۱۲ (بخش تصویر) انتخاب شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 12:30  توسط نازگل  | 

 

علیرضا گلدوزیان تصویرگر کتاب های کودکان و نوجوانان سال  ۱۳۵۵در تهران به دنیا آمد. او کارشناس ارشد رشته ی گرافیك از دانشگاه هنر است و فعالیت حرفه ای خود را از سال ۱۳۷۴ با طراحی پوستر برای فیلم سینمایی "گروگان" آغاز کرده است.

گلدوزیان تا کنون برای آثار فراوانی در حوزه کودک و نوجوان تصویرسازی کرده است، از جمله: "این همانی" نوشته‌ی فریده خلعتبری، "آغوشت را باز کن" نوشته‌ی عذرا جوزدانی، "بازی ها جورواجورند" سروده‌ی شکوه قاسم نیا، "باعلی، یاعلی" نوشته‌ی فریبا کلهر، "خانم معلم آقای نقاش" نوشته‌ی سید علی اصغر سید آبادی، "زرافه من آبی است" نوشته‌ی سوسن طاقدیس، "سنگ قرمز کوچولو" سروده‌ی افسانه شعبان نژاد، "بازی های پنج انگشت" سروده‌ی مصطفی رحماندوست. گلدوزیان در سال ۲۰۰۲ برای تصویرگری کتاب "زرافه من آبی است"  جایزه baij ژاپن را دریافت کرد و در سال ۲۰۰۳ نیز قلم طلایی بلگراد را برای تصویرگری کتاب "جوراب سوراخ" گرفت. تصویرگری کتاب "یك شب تاریك"  درسال ۲۰۰۴ برگزیده نمایشگاه بولونیا شد و سال ۲۰۰۵، دو كتاب "جوراب سوراخ" و "مداد سیاه و مداد قرمز" جایزه ی بزرگ براتیسلاوا را گرفت.

روباه دم‌بریده

پدیدآورندگان
نویسنده: 
عبدالصالح پاک
تصویرگر: 
علی‌رضا گلدوزیان
برگردان: 
خالق‌داد آریا

روباه دم‌بریده (برتگ دنبین روباه)، دوزبانه: فارسی بلوچی، مجموعه مرز پرگهر، بازنویس: عبدالصالح پاک، برگردان: خالق‌داد آریا، تصویرگر: علی‌رضا گلدوزیان، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۶، ۳۲ صفحه، مصور رنگی، گروه سنی بالای ۶ سال، ۲۵۰۰ تومان

پیرزنی بود که از مال دنیا یک کلبه گلی و یک بز داشت. او با فروش شیر بزش زندگی می‌کرد. اما مدتی بود که روباهی شیر پیرزن را می‌خورد و فرار می‌کرد. یک روز پیرزن روی دیگ سرپوش گذاشت. سرپوش داغ بود. روباه که آمد شیر را بخورد، موقع کلنجار با سرپوش دیگ دمش کنده شد و ... و بعد روباه در مسیری می‌افتد که متوجه می‌شود تجاوز به حق و سهم دیگران چه نتایجی دارد. اما روباه بخشیده هم می‌شود زیرا به نادرستی کارش پی می‌برد.
"روباه دم‌بریده" از قصه‌های قومی است که روایت‌های متعدد دارد و در این کتاب روایت بلوچی‌اش با زبان بلوچی و تصاویر، همراه شده است که تندی و تحرک حوادث قصه را خوب فضاسازی می‌کند. تصاویر طرح لباس‌های بلوچ را نیز نشان می‌دهد. در انتهای کتاب اطلاعاتی در مورد استان سیستان و بلوچستان و زبان بلوچی آمده است. به علاوه منابع مربوط را هم دارد. در مجموع، کتاب نکاتی دارد که آن را مناسب کتابخانه‌های آموزشگاهی نیز می‌کند تا هنگام تدریس جغرافیای استان سیستان و بلوچستان مخاطبین با فرهنگ آن نیز آشنا شوند و با یک قصه عامیانه کلاس، فضایی متنوع بیابد.

 


 تصویر کتاب مداد سیاه و مداد قرمز

تصویر کتاب مداد سیاه و مداد قرمز

 

تصویر کتاب خاله سوسکه با کی ازدواج کرد؟

تصویر کتاب خاله سوسکه با کی ازدواج کرد؟

 

تصویر کتاب جوراب سوراخ

تصویر کتاب جوراب سوراخ

 

تصویر کتاب این همانی

تصویر کتاب این همانی

 

تصویر کتاب این همه تلق و ملق

تصویر کتاب این همه تلق و ملق

 

تصویرسازی های دیگر این هنرمند

لالایی برای دختر مرده

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 14:36  توسط نازگل  | 

زندگینامه علی اکبر صادقی، چهره ماندگار همایش هفتم

 
 
علی اکبر صادقی در سال 1316 در تهران متولد شد. او از 5 سالگی کار نقاشی را آغاز نمود. دوران ابتدائی را با موفقیت به اتمام رساند ولی در دوره دبیرستان توجهش بیشتر متوجه نقاشی بود و به درسهای دیگر زیاد اهمیتی نمی داد. در همین دوران بود که در یک مغازه لوازم التحریر به خاطر این که وسائل نقاشی می فروخت، به عنوان شاگرد شروع به کار کرد. در همین دوران در فعالیت های نمایشی دبیرستان نیز فعال بود و کار دکور صحنه و گاهی نیز گریم بازیگران را انجام می داد
در دوران دبيرستان زير نظر آواك هايراپتيان نقاشي آبرنگ را آموخت. در سال 1337 در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل خود را ادامه داد . سپس در سال 1338 سبك ويژه اي را در هنر ويتره اي يا شيشه بند منقوش با حال و هواي سبك ايراني ابداع كرد. او سالها به شيوه هاي گوناگون در زمينه هاي مختلف نقاشي همچون ساختن آفيشن فيلم، گرافيك تبليغاتي و جعبه سازي، جلد كتاب كار كرد. صادقي پس از پايان تحصيل از دانشكده هنرهاي زيبا به پيشنهاد كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان دست به ساخت چند فيلم نقاشي متحرك زد و ی فعاليت هنري را سال 1350 در كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان با فيلم نقاشي متحرك به نام «هفت شهر» آغاز كرد و براي چند كتاب تصوير كشيد او در اين هنگام در زمينه نقاشي متحرك، تصويرگري كتاب، نقاشي آبرنگ و رنگ و روغن چيره دست بود صادقی علاوه بر کارهای تصویری، چند کتاب هم برای کانون منتشر کرد..او همچنین در تهیه چند فیلم برای کانون شرکت داشت که در آنها از شیوه خاص نقاشی خود بهره گرفت. این فیلم ها در جشنواره های جهانی مورد استقبال فراوان قرار گرفت و 15 جایزه را از آن خود نمود. او همچنین 4 جایزه بین المللی برای تصویرگری کتاب نیز دریافت کرد
در سال 1356 صادقي فيلمسازي را بكلي كنار گذاشت و به نقاشي به سبك سوراليسم روي آورد و در سال 1367 پس از سالها دور بودن از نقاشي آبرنگ آن را از سر گرفت
صادقی کارهای اولیه نقاشی اش را با آب رنگ انجام داد ولی از تاریخی که وارد دانشکده هنرهای زیبا شد، استفاده از رنگ روغن را در کارهای تصویری خود آغاز کرد. جایزه اول تصویرگران كتاب آسیا در سال 1978 برای كتاب "عبادتی چون تفكر نیست"، جایزه اول جشنواره لاپزیك در سال 1980 به عنوان زیباترین كتاب پیروزی، جایزه اول گرافیک برای بهترین تصویر گری كتاب سال تهران در سال 1368 از جمله جوایزی است كه صادقی دریافت كرده است.
او با سمت داوردر دوره ششم وهفتم جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان نیز شرکت داشته است
صادقی در طول 20 سال گذشته در زمینه های هنری فعال بوده است. در مجموع او در 25 نمایشگاه انفرادی و گروهی شرکت داشته و 7 کتاب از مجموعه نوشته های او به چاپ رسیده است. شیوه کار او یک نوع سوررئالیسم ایرانی است که بر پایه شیوه نقاشی سنتی و قهوه خانه ای بنا شده است. او در نقاشی هایش از اساطیر و فرهنگ ایرانی بهره می گیرد. در بسیاری از کارهای اولیه صادقی حضور یک یا چندین سلحشور با پوشش های جنگاوران ایران باستان چشمگیر است. برخی از این جنگاوران چهره خود صادقی را دارند

فيلم های نقاشی متحرک

هفت شهر 1350
گلباران 1351
من آنم که 1351
ملک خورشيد 1352
رخ 1353
زال و سيمرغ 1356

تصویرگری کتاب

پهلوان پهلوانان 1349
عبدالرزاق پهلوان 1351
گردآفريد 1352
عبادتی چون تفکر نيست، سخنان حضرت محمد 1353
حقيقت بلندتر از آسمان، سخنان امام جعفر صادق 1353
مفرغ سازان 1353
باران، آفتاب و قصه کاشی 1353
فرزند زمان خويش باش، سخنان حضرت علی
شطرنج بازی کنيم 1354
مادر پيامبر 1355
سفرهای سندباد بحری 1355
آنها زنده اند، زندگينامه حضرت زينب 1356
با هم زندگی کنيم 1356
گذری به چهار محال و بختياری 1356
آتش باش تا برافروزی، سخنان خواجه عبدالله انصاری 1375
پيروزی
هفت خوان رستم
فصل رسوم با عنوان چهارشنبه سوری
در بازی های آسيايی

نمایشگاه های انفرادی

گالری شهر لاشودوفوند ـ سوئیس 1367
نگارخانه سبز ـ تهران 1368
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ تهران 1370
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ ایران سرزمین مهر ، بخش اول ـ تهران 1371
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ ایران سرزمین مهر ، بخش دوم ـ تهران 1371
نگارخانه سبز ـ نقاشی های رنگ روغن طراحی ـ تهران 1371
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ تهران 1371
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ ایران سرزمین مهر ـ تهران 1372
نگارخانه سبز ـ نقاشی های آبرنگ ـ کرمان، یادواره ی حضور ـ تهران 1375
نمایشگاه فرهنگ و هنر ایران ـ نقاشی های آبرنگ و رنگ روغن ـ سوئیس 1375
نگارخانه سبز ـ نقاشی های رنگ روغن ـ تهران 1376
نگارخانه سبز ـ نقاشی های رنگ روغن ـ تهران 1377
گالری آریا ـ مروری بر آثار علی اکبر صادقی ـ تهران 1384

جوایز تصویرگری کتاب

جایزه اول کتاب تصویرگران آسیا ( نوما ) برای کتاب های عبادتی چون تفکر نیست، پهلوان پهلوانان و سفرهای سندباد بحری 1978
جایزه اول جشنواره لایپزیگ آلمان برای کتاب عبادتی چون تفکر نیست به عنوان زیباترین کتاب 1980
جایزه اول اولین نمایشگاه گرافیک ایران برای بهترین تصویرگری کتاب 1364
تقدیرنامه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای کتاب پیروزی 1368

جوایز فیلم نقاشی متحرک من آنم که ...

جایزه صلح تصویر گاندی از طرف سازمان سیدالک در بیست و چهارمین جشنواره جهانی فیلم در برلین آلمان 1974
پلاک برنز سیدالک در مجمع سالانه جهانی این سازمان در پاریس، فرانسه 1974

جایزه های فیلم نقاشی متحرک رخ

پلاک برنز دوازدهمین جشنواره فیلم کراکو، لهستان 1974
پلاک طلای جشنواره جهانی فیلم ویرجین آیلندر، آمریکا1974 در این جشنواره 2000 فیلم از 38 کشور شرکت داشتند.
پلاک نقره از یازدهمین جشنواره جهانی فیلم شیکاگو، آمریکا 1975
تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلم های کودکان لس آنجلس، آمریکا 1975
تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک، آمریکا
تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون سن فرانسیسکو، امریکا
فیلم رخ به عنوان فیلم برجسته سال برای ارائه در جشنواره فیلم لندن برگزیده شد.

جوایز فیلم نقاشی متحرک گلباران

پلاک طلای هفتمین چشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان تهران 1351
تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلم های کوتاه تامبره 1973 فنلاند
جایزه اتحادیه نقاشان شوروی 1974
جایزه اول جشنواره جهانی فیلم های آموزشی لبنان 1974
پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا 1975
پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا به خاطر فکر و انگیزه ساختن فیلم گلباران ۱1975
تقدیر نامه از جشنواره فیلم کارتون نیویورک 1975
پلاک برنز جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک 1975
دیپلم افتخار چهارمین جشنواره بین المللی فیلم اودنسه دانمارک
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
لینک: گالری آثار

منابع

سایت ایران نام
سایت چهره های ماندگار

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 22:57  توسط نازگل  | 

نورالدين زرين كلك

نورالدين زرين كلك نامي است مركب از نقاشي و كتاب و گرافيك و فيلم و كودك! او در سال 1316 در مشهد متولد و در تهران، تبريز، اروميه، اصفهان و رشت بزرگ مي شود. دبيرستان را در تهران تمام مي كند و در سال 1334 وارد دانشگاه تهران مي شود. در سال 1340 در دانشگاه تهران دكتراي داروسازي مي گيرد و با درجه ستواني در بهداري ارتش به كار مي پردازد.
او كار خوشنويسي و نقاشي را نزد پدر آغاز مي كند و به موازات تحصيلات رسمي هيچ فرصتي را براي آموختن هنر از دست نمي دهد (هنرستان كمال الملك، كلاس هاي فرهنگ و هنر و كارگاه نقاشان دوران مانند روانشاد محمود اولياء، محمدعلي زاويه و محمد مهردان). اولين كار گرافيك او در دوازده سالگي روي جلد كتاب قصه اي چاپ مي شود و در شانزده سالگي با كاريكاتورهاي سياسي پا به دنياي مطبوعات مي گذارد. در سال 1335 در كنكور تنها دانشكده هنرهاي زيباي آن دوران _ دانشگاه تهران _ قبول مي شود، اما مقررات نظام مانع ورود او به اين دانشگده مي گردد. با اين همه تمام آن سال ها زرين كلك در هر شغل و لباسي كه هست، نيمه اصلي روزش را به نقاشي كردن مي گذراند.
ده سال بين 1340 تا 1350 مشغول مصور كردن كتاب هاي درسي و كتاب هاي جيبي است و در پايان به دعوت كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به بلژيك مي رود تا فيلمسازي پويانمايي را بياموزد. در سال 1353 اولين مدرسه پويانمايي را در ايران تاسيس مي كند و سه سال بعد در دانشگاه فارابي (دانشگاه هنر امروز) رشته پويانمايي را داير و تدريس مي كند. او در ده سال بين 1350 تا 1360، ده فيلم پويانمايي مي سازد، بيست كتاب براي كودكان نقاشي مي كند، تعداد فراواني كتاب براي آنها مي نويسد، در جشنواره فيلم و نمايشگاه هاي جهاني كتاب كودكان مانند بولونيا و براتيسلاوا شركت مي جويد و چندين جايزه بين المللي را در اين رشته ها كسب مي كند.
آخرين فيلم فلسفي _ جنگي او ابرقدرت ها، زير موشك هاي صدام حسين تمام مي شود و در همان سال يك شركت فيلمسازي فنلاندي كارگرداني فيلم سينمايي سندباد را به او پيشنهاد مي كند كه بدو قرار است در ايران تهيه شود، اما سندباد او را از صحنه جنگ عراق و ايران به درياي يخزده فنلاند و بعدا به آب هاي گرم هاليوود مي برد. در سال 1370 پس از پايان قراردادش با سندباد، به وطن باز مي گردد و در سال 1377-8 فيلم پود را در ادامه كتاب قصه گل هاي قالي مي سازد.
از ديگر فعاليت هاي فرهنگي زرين كلك مي توان به عضويت قديمي او در انجمن فيلمسازان جهاني پويانماي (آسيفا) از سال 1971، عضويت او در هيات مديره اين انجمن به مدت دوازده سال و تاسيس آسيفاي ايران و رياست آن به مدت چهارده سال، تشكل بخشيدن به هنرمندان پويانمايي ايران، همچنين داوري او در جشنواره هاي جهاني فيلم پويانمايي (1993) و جشنواره كتاب ها و فيلم هاي كودكان و نوجوانان جهان اشاره كرد.
از آخرين كارهاي او برگزاري نمايشگاه رنگ و روغن در كاليفرنيا، سمينار پويانمايي در كالج دنانزا و دانشگاه كاليفرنياي جنوبي و دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس است. وي در حال حاضر كتاب ملانصرالدين مصور را زير چاپ، چند كتاب در دست تصوير و تاليف و يك فيلم پويانمايي در دست ساخت دارد.

 

 

 
 
دیدار نورالدین زرین کلک از کارگاه انجمن تصویرگران در باغ سفارت ایتالیا (پاییز 1390)
گزارش تصویری از پنجمین جشن مستقل انیمیشن (15 شهریورماه 1390)
شب "نورالدین زرین کلک" در سفارت ایتالیا
آسیب شناسی انیمیشن (در گفتگو با چهار نسل از فیلمسازان موثر در عرصه انیمیشن
زرین کلک، عربانی، جواهريان و نظري)

قصه‌هاي ملي ايران؛ انيميشن مي‌شود (گفتگوي نورالدين زرين كلك با ايلنا؛ )

گرافیک ایران در آینه سرو نقره‌ای

گروه مو سيقي رستاك

گفت و شنود دکتر امید روحانی * با نورالدین زرین کلک پدر انیمیشن ایران برای کتاب پنجاهمین سالگرد تاسیس انجمن بین المللی فیلمسازان انیمیشن (آسیفا)

سیزدهمین دوره فستیوال فیلم انیمیشن هیروشیما امسال از 6 تا11 اوت در این شهرزیبای بمب زده برگزار شد.
نورالدین زرین کلک، دبیرکل آسیفای ایران ضمن حضور خود در این فستیوال، هدیه تولد انجمن آسیفا را به مناسبت پنجاهمین سال حیا ت این انجمن بین المللی از جانب آسیفای ایران به میزبان جشنواره "سایو کو کینو شیتا" رئیس فستیوال، اهدا کرد.
این هدیه که عبارت بود از لوحی بزرگ از مس و مینا ساخته ی دست بابک گرمچی و دستخط نورالین زرین کلک - به سه زبان فارسی، ژاپنی و انگلیسی - تصویر بز جهنده ای را نشان میدهد که از سفالینه ی شهر سوخته ( زاهدان- 5000 سال پیش از میلاد) اولین انیمیشن بشر برگرفته شده بود. مراسم اختتامیه ی جشنواره با حضور چهار رئیس پیشین و حاضر آسیفای بین الملل: رائول سروه، نورالین زرین کلک، سایوکو کینوشیتا و نلسون شین این لوح طی مراسمی به انجمن جهانی فیلمسازان انیمیشن Association International du Film d’ Animation ; ASIFA اهداشد.
لازم به تو ضیح است فستیوال هیروشیما یکی از 5 فستیوال اول جهان انیمیشن است که امسال با شرکت 1975 فیلم شرکت کننده ورقابت 57 اثر از میان آنها بر گزار شد. نام این جشنواره "عشق و صلح " و مناسبتش انفجار اولین بمب اتمی در همین روز در این شهر است که به جنگ جهانی دوم پایان
از راست به چپ : سایوکو کینوشیتا مدیر فستیوال (ژاپن)، نلسون شین (کره)، نورالدین زرین کلک (ایران) و رائول سروه (بلژیک) هر چهار نفر به نوبت رئیس آسیفای بین الملل بوده اند.

خبربد اینکه کاواموتو فیلمساز بزرگ انیمیشن ژاپن پنج روز پس از این فستیوال چشم از جهان بست.


"سرو مر داد”

تازگی ها عضو انجمن "نویسندگان کو دک و نوجوان " شده ام و دوستان تازه ای پیدا کرده ام. یکی از این دو ستان شهرام اقبالزاده است که اولین برکت دوستی اش سفر مشترکمان به شهر اجدادی او کرمانشاه بود.
همو ست که خبر می دهد انجمن گرافیست های کرمانشاه مراسم سالگرد شان را برگزار می کنند. میائی برویم در مراسم شان شر کت کنیم؟ البته که می آیم. من دعوت هیچ شهرستانی را رد نکرده ام. کرمانشاه که به صد دلیل اولویت دارد. همسر مجلله رو حی خانم هم همراه خواهند بود. چه شود؟!
سا عت 7 صبح جمعه قرارمان می شود در فرو دگاه مهر آباد. پرواز هواپیمائی آسمان می گو یم فقط تو پو لف نبا شد." پرواز را به خاطر بسپار تو پو لف افتادنیست".
• بر عکس همیشه استثنا طیاره به مو قع می پرد و همسفرمان را که به سبب تصادف تاکسی اش فقط چند دقیقه پر رسیده، جا می گذارد!
• تا هتلی که قرار است ما را اسکان بدهد جمعیت راه را بسته است.
می پرسم چه خبر است.جواب می اید: استاندارد کر مانشاه چنین قرار گذاشته است!
عجب مردم وفاداری دارد کرمانشاه یا عجب استاندارد محبوبی است این استاندارد؟!
وقتی به آخر خط می رسیم معلوم می شود مشغول قرعه کشی هستند بین شرکت کنندگان جایزه دو تا پراید است. زنده باد پراید .استاندارد عشق است !
در فرودگاه کرمانشاه روبرو می شویم با ده بیست لب و دندان جوان و زیبا که به لبخند آراسته شده است.
بچه های گرافیست کرمانشاه اند که با صفای کر مانشاهی شان را با خود آورده اند آن هم به خروار.
• سر گر وهشان هتل کورش هتل تازه سازیست در دامنه تاق بستان .لوکس ومدرن و دلپذیر.ستاره هایش را نشمردم.شهرستانهای ما بیشتر از این ها سزاوار جهانگرد هستند و هتل های پاکیزه و خدمتکاران حرفای و مودب و مسئول لازم دارند.
• بچه ها مثل هاله نور دور ما را گرفته اند. روحی خانم اتو ماتیک امواج "جذب پروانه" ای اش را پخش می کند و دختر ها ی خونگرم و شیرین زبان کرمانشاهی راشکار می کند.
سعید رضائی جوان رعنائیست که از اول با صدایش پشت تلفن آشنا شده ام.
• خبر می رسد آقای اقبالزاده با پرواز بعدی که ظهر است میرسد. دل های آشفته جوان کمی آرامش می گیرد.
• جمعه روز اول را برایمان برنامه گردش گذاشته اند تا خستگی پرواز یک ساعته را در کنیم! دست مریزاد،کجا میدیدیم بیا ئیم با دوستان که هر لحظه بیشتر می شوند آشنا شویم خود به خود تا رسیدن آقای اقبالزاده طو ل می کشد؟ معلو مست. دامنه های زاگرس. جائی که هر شکافش دهان خسرو است و هر شکستگی اش جای تیشه فرهاد است و هر چین اش چین دامن شیرین.
• بچه ها نشانم می دهند رشته کوه همان تن شیرین است که به پهلو خوابیده است. در حلقه بچه های گرافیست نمی دانیم کدام حرف از کدام دهان شیرین در می آید.دور مان پر از خسرو و فرهاد و شیرین است.
• شهرام اقبالزاده نسل اول "شهرام" هائیست که حالا در میان سالی میان همشهری های خو دش خوش به حالش است. ذوقی به تمام دارد و دهانش گرم تر از همیشه مجلس را گرم می کند.ادبیات خوانده و کار اصلی اش تر جمه برای کو دکان و جوانان است. حرف هایش را با شعر و مثل و کلمه قصار و بیش از همه با ضرب المثل های کردی و لری می آراید و مجلس را سر زنده و پر طراوت نگه می دارد.
• نگین و سارا دو گرافیست کر مانشاه روی هم چهل سال هم ندارند که نصف عمر یک عضو هیئت امناست.اما هردو شان جزئ هیئت امنای انجمن اند! و هردو فرزند شیرین خسرو و پر ویزند. به همان کمال و جمال.
• روز دوم شنبه است و روز اصلی: کارگاه (ورک شاپ) گرافیک سی نفر داوطلب ورک شاپند پس 15 تیم دو نفره از تو شان می شود در آورد.
پانزده میز را در سه ضلع سالن می چینیم شبیه میز شو رای امنیت سازمان ملل. با این تفاوت که هر میز با میز بغلی کمی فاصله دارد: با اندازه یک کو چه یک نفره.
زوج داوطلب در دو سر میز می نشینند رو بروی هم. داخلی ها طبعا پشتشان می شود به مر کز سالن و خا رجی ها رو به مر کز.
یک تخته سفید هم در ضلع باز میز شو رای امنیت قرار می گیرد.
• بچه هائی هم که با هم دوستند راحت یکدیگر را انتخاب می کنند، اما برخی هستند که یا تازه آمده اند یا کمرو هستند. هر چه باداباد.بلاخره با یکی جفت می شوند و می نشینند روبروی هم پشت هر میز.
• مشق امروز مان این است: هر کس عکس نفر روبروی خود را بکشد.هر طور که می بیند.یا می خواهد.رئال،کاریکاتور، شبیه خو دش یا رو یایش اولش بنظر ثقیل می آید. این چه جور مشقی است؟
آرام آرام دستشان راه می افتد، شروع به کشیدن می کنند.اصرار می کنم تر سشان را بگذارند توی کیفشان و جرات شان را در آورند.دستور کار گاه اینست: مهم نیست خراب شود، کج و کو له شود،شبیه نشود، خنده دار شود( که چه بهتر) .فقط بکش. اما فقط با مداد آبی بکش تا راحت خطا کنی و راحت اصلا حش کنی.
اولی را خراب کردی دومی را بکش، نشد سومی، چهارمی....دو سه ساعت کار آزمون و خطا و بلا خره راهش را پیدا می کند و هر کس صورت نفر رو برویش را یک جو ری کشیده .رئال، کوبیک، مینیاتوری، اسکچی، گرافیکی، سایه دار، بی سایه، با لبخند، با اخم، شاد،غمگین-البته غمگین نداریم- ظهر سه ساعت تمام میشود.ساعت آخر را صرف انتخاب خط خطی های آبی می کنند و گزینه خود را نهائی یعنی سیاه می کنند.
• نهار ،جوجه های مشهور ترین کبابی شهر در دل ماهی ما به آرامی به آرامش می رسند.
• نیمه دوم روز قسمت هیجان انگیز کار شروع می شود.هر کس تمرین هایش را با نفر روبرو معا وضه می کند،و آنچه به دستش می رسد عکس خو دش است از چشم نفر روبرو!
بچه ها به وجد می آیند.آنها که خوب کشیده اند شادی داده اند و آنها که شو خی کرده اند همه را خندانده هاند. مشق اصلی حالاست که هر کس می تواند با تصویر خود آنچه می خواهد بکند.مبالغه، مطایبه، مغازله، یا هر فعل عربی دیگر که دو طرف باشد.وقتی غروب و مجلس تمام می شود سی تا پنجاه تصویر با مزه داریم که می روند روی دیوار.
فردا روز دیگریست: روز جشن چها رمین سالگرد تا سیس انجمن گرافیست های کرمانشاه.

مراسم در همه جا مراسم است و یک سلسله آداب که بیشترش سخنرانی است.من از مراسم دل خوشی ندارم و کمتر در مراسم شرکت می کنم. چه مراسم تقدیر و تکریم چه ترحیم و تدفین. تنها یک چیز می تواند مراسمی را خو شایند و مطبوع کند، مراسمی که در آن فعل مفیدی یا خبر خو بی باشد.
• مراسم چهار مین سالگرد انجمن گرافیست های کر مانشاه غیر از صفا و صمیمیتی که در هوایش مو ج می زد دو حسن دیگر داشت.سخن ران ها سخن از دل گفتند آن هم به ایجاز. دوم اینکه معاون هنری ارشاد استان حرف های خوب زد. انجمن را حمایت کرد.یادش گرامی باد.
• فردا دو شنبه با آقای اقبالزاده و سعید رضائی می رویم برو جرد. از یک ماه پیش قول و قرارش را گذاشتیم.سعید پنجی انیماتور بروجردی دعوت کر ده است.می خو اهد با استو دیو و همکارانش ما را آشنا کند و کمی گپ و گفت کنیم در ارتباط با انیمیشن و برو جرد که اسمش را گذاشته اند "پایتخت انیمیشن ایران".
• گفتگوی ما حول "نو شتن برای کو دکان؛ از کتاب تا فیلمنامه " است که در فشرده ترین شکل برای 15 -20 نفر از مدیران استودیو برگزار می شود که البته نمی تواند بیش از فهرستی از سر فصل ها باشد. راستی را که یک ترم دانشگاهی هم برای این مقوله کم است.
• حقش است این بخش از سفر را جداگانه بنویسیم. اما فعلا بگو یم ،زیباست این شهر کو چک اصیل و کمتر دست خورده در میان آن طبیعت زاگرسی بکر و با صفا.حیف که کوتاه ماندیم و شب بر گشتیم تا صبح به پر واز تهران برسیم.
• سعید پنجی را ده پانزده سال پیش شناختم.روزهائی که در تهران به دنبال تهیه کننده می گشت و کسی را نمی یافت که قدر فیلم زیبایش را بشنا سد. از دیو و دد ملول بود و در جستجوی آدمی که قدرش را بشناسد. وقتی گفتم فیلمش "کله کدو" درجه یک است کمی آرامش گرفت و شاید آدمش را یافت.
• وسط راه کر مانشاه به برو جرد میرویم کنگاور به دیدار معبد آناهیتا* که از آثار باستانی منهدم شده بسیار با ارزش است.با ارزش برای کی؟ برای حفاران و ایران شناسان غرب که آنرا کشف کنند و خدا می داند چه قدرش را برای مو زه های خو د شان ببرند! (که خدا پدرشان را بیا مرزد که از دست تا راج خو دی های نا دان نجات شان دادند!)
• یک فا جعه دیگر برای حسن ختام سفر! با یک ساعت اشتباه می رویم فرو دگاه! طیاره رفته است.اما هر چه ما نگرانیم بچه ها خوشحالی می کنند! لب و لو چه های آویزان به خنده شاد گشو ده می شود و 24 ساعت دیگر چنان غرق محبت مان می کنند که فاجعه را بدل به عشرتی که آرزو کنی همیشه هواپیما جا یت بگذارد.
• یاد گار این مراسم ،حجمی دست ساخته بود از هنر مندی محلی به صورت سروی نقره ای منقش به نقش های اسلیمی و مرغی ایستاده بر سر سرو که اینک پیش روی من جلوه می فروشد. دست آن هنر مند مریزاد.

*معبد آناهیتا متعلق به آناهیتا، الهه پاکی و محلی برای نیایش آب بوده که یکی از چهار عنصر مقدس و مورد احترام ایرانیان باستان است.
آناهیتا ایزد بانوی آب‌های روان، زیبایی، فراوانی و برکت در دوران پیش از اسلام بوده است.
برخی از محققین، این بنا را کاخی ناتمام برای خسرو پرویز معرفی کرده‌اند. عده‌ای نیز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم قبل از میلاد و عده دیگر آن را به سده اول قبل از میلاد نسبت می‌دهند.



نهمين نمايشگاه ادوارى انجمن تصويرگران كتاب كودك بزرگ داشت نورالدين زرين كلك
خانه ى هنرمندان ايران
نگارخانه مرتضى مميز

زمان نمايشگاه: 8 الى 13 خردادماه 1385
افتتاحيه: 8 خردادماه ساعت 17 الى 30/20
بازديد براى عموم: 9 الى 13 خردادماه 1385
ساعت بازديد پنجشنبه: 14 الى 20
 
 

برگرفته و تنظيم شده از سخنرانی پرويز كلانتری د رمراسم بزرگداشت نور الدين زرين كلك در خانه هنرمندان ايران
خرداد 1385


قطار زندگی من با قطار زندگی نورالدين زرين کلک در ايستگاه کتابهای درسی تلاقی کرد و از چهل و چند سال پيش تا امروز سرنوشت ما به هم گره خورده است و من در اينجا می خواهم درباره آنچه به برای زرين کلک سرنوشت ساز بوده سخن بگويم .

به زودي كار ما از کتاب های درسی به دوستي خانوادگي کشيد. در همين زمان جوان تحصيل کرده ای از انگليس به عنوان مدير توليد هنری سرپرست ما شد . اين جوان پر انرژی و با سليقه فيروز شيروانلو بود . هنوز چند صباحی از همکاری او با ما نگذشته بود که همراه با گروهی از بروبچه های فعال در کنفدراسيون دانشجويی به اتهام ترور شاه دستگير و زندانی شد پس از مدتی معلوم شد که آنها در جريان ترور شاه نقشی نداشه اند و شيروانلو آزاد شد. او پس از آزادی به کار سابقش بازنگشت تا اينکه بعدها سر از کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان در آورد . در واقع او بنيانگذار کانون بود كه گروهی از همکاران گرافيست قديمی از جمله زرين کلک را با خود به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برد .

اما نه به اين سادگی زيرا زرين کلک جوان. دکتر ارتش بود و انتقال يک افسر ارتش به دستگاه غير نظامی ;کاری ناممکن بود:. اما شيروانلو که استعداد. انضباط و قابليت زرين کلک را در کار تصويرگری می شناخت برايش نقشه کشيده بود که از او يک استاد هنر انيميشن بسازد لذا با سماجت به دنبال انتقال او از ارتش به کانون بود .
از طرف ديگر ارتش هم از روی لجبازی حکم دکتر ستوان نورالدين زرين کلک را به دورترين نقطه كشور يعني خاش نوشت! و به او ابلاغ کرد با اين همه تقدير توانست ترتيب انتقال او را به کانون بدهد و بنا بر حکم سرنوشت زرين کلک رهسپار بلژيک شد تا در کنار رائول سروه يکی از بزرگترين استادان انيميشن جهان اين هنر را بياموزد . خوشبختانه زرين کلک جوان وقتش را تلف نکرد و آموختنی ها را آموخت و وقتی به ايران بازگشت ديگر همکارانش هنر انيميشن را به شيوه خودآموزی تجربه و فيلم های کوتاهی هم ساخته بودند .

زرين کلک از روزی که به ايران بازگشت تا امروز مهمترين دغدغه خاطرش آموزش اين هنر به نسل هاي بعد بوده است . او بخش بزرگی از عمرش را صرف اين هدف با ارزش کرد . نخست دانشکده انيميشن را در سطح فوق ليسانس بنا کرد که با شروع انقلاب نيمه کار مانده .پيش از آن. مدتی هم در خود کانون پرورش فکری کودکان با پرهيز از مدرک گرايی مدرسه ای را تشکيل داد که در آن هنرجويان مستعد را با ديپلم ساده می پذيرفت . اين مدرسه فارغ التحصيلان خوبی را بيرون داد. من در اينجا می خواهم چند كلمه هم درباره تهاجم فرهنگی مسأله هويت سخن بگويم . از پنجره خانه ام بچه ها را می بينم که توی كوچه به تقليد از همين فيلم ها مثل بروسلی کاراته بازی می کنند اين گونه است که بچه های امروز بروسلی را بيشتر از رستم می شناسند و ايکيوسان را بيشتر از سهراب و ...

وقتی زيباترين کتاب های نقاشی شده توسط زرين کلک کتابهای شاهنامه از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خمير شدند و مجموعه های ارزان سريال های خارجی برنامه کودک تلويزيون شد طبيعی است که بچه های امروز بروسلی را بيشتر از رستم بشناسند . بنا بر همت انجمن تصويرگران قرار است موزه ای از آثار تصويرگران ايران تشکيل شود . اين اقدام بسيار ستايش انگيز است اما ای کاش آثار هنرمندانی مثل زرين کلک که در کانون پرورش فکری کودکان بود به اين موزه راه پيدا می کرد . به هر حال زرين کلک امروز چهره ای است جهانی . او عضو رئيس انجمن فيلم سازان انيميشی جهان است اميد است هر چه زودتر موزه سينما بر پا شود تا هنرمندانی نظير زرين کلک در زمان حياتشان آثارشان به موزه راه يابد.

گرایش نورالدین زرین کلک به کارهای زاگرب را می‌توان از همان «چشم تنگ دنیا دوست را / یا قناعت پر کند یا خاک گور» فهمید.

فضای آن انیمیشن کوتاهی که تویش هر کدام از کشورها به صورت یک حیوان یا شیء در می‌آمدند و می‌افتادند به جان هم، این‌طوری بود: ایران شده بود گربه، ایتالیا شده بود چکمه، آفریقا شده بودگاو و...زرین‌کلک را پدر انیمیشن ایران می‌دانند، تقریبا همة مجامع معتبری که یک جورهایی به انیمیشن ربط دارند او را می‌شناسند، چه آن مجمع توی ساختمان صبا باشد چه توی والت دیزنی یا زاگرب.

هر چه باشد او چند سالی است که رئیس انجمن آسیفای جهان است (آسیفا توی انیمیشن، یک چیزی تو مایه‌های فیفا توی فوتبال است).

راستی معروف‌ترین انیمیشن زرین کلک هم «دنیای دیوانة دیوانة دیوانه» است.


تحصيلات:
دكتراى داروسازى (دانشگاه تهران) 1341
كارگردانى انيميشن (آكادمى سلطنتى بلژيك) 1972
فيلم عروسكى (استوديو يرى ترونكا) 1975

فيلم ها:
وظيفه اول 1349
زمين بازى بابوش 1350
فيليپو و قطارى از هنگ كنگ 1351
تداعى 1352
اتل متل 1352
رااهى به همسايه 1353
دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1354
امير حمزه دلدار و گور دلگير 1355
چشم تنگ دنيادار 1361
ابر قدرت ها 1365
سند باد 1987 تا 1991 (1366 تا 1370) نا تمام
مسكو 1999 (1378)
هويت 1999 (1378)
پود 1378

كتاب و ساير انتشارات:
كاريكاتور و تصوير سازى براى روزنامه ها و مجلات دهه 1330 تا 1340
كتاب هاى درسى ابتدائى (اول تا چهارم) 1340 تا 1348
چهار راه تمدن ها (بخش ايران) 1342
افسانه سيمرغ 1344
اميرحمزه صاحب قران و مهتر نسيم عيار 1346
كلاغ ها 1347
زال و سيمرغ 1351
قصه گل قالى 1352
قصه كرم ابريشم 1352
نوروزها و بادبادكها 1353
كورش شاه 1353
وقتى كه من بچه بودم 1353
زال و رودابه 1354
افسانه هاى آسيائى 1355
اگر مى توانستم 1361
آ اول الفباست 1365
كارخانه همه كاره 1368
از آب ها 1374
ملا نصرالدين (زير چاپ)
امير ارسلان (زير چاپ)
قصه هاى مثنوى (زير چاپ)
قليه فيل و فنجان (زير چاپ)
در سازمان ملل (زير چاپ)

ساير كوششهاى هنرى:
عضو آسيفاى بين الملل از 1971 (1349)
عضو هيئت داوران فستيوال ها و جشنواره هاي ملي و بين المللي انيميشن و تصويرسازي از 1351
موسس و مدرس اولين مدرسه انيميشن ايران 1353
موسس و مدرس دانشكده انيميشن (دانشگاه فارابى) 1356
بنيانگزار انجمن فيلمسازي انيميشن((آسيفا)) ايران: 1356
عضو هيئت مديره انجمن جهاني فيلمسازان انيميشن ((آسيفا)): 2000-1991
رئيس آسيفاى بين الملل از 2003 تا 2006

جوائز:
لوح افتخار آى بى بى واى ايران براى كتاب افسانه سيمرغ 1348
نشان بهترين كتاب سال يونسكوى ايران براى كتاب كلاغ ها 1349
نشان بهترين كتاب سال يونسكوى بين الملل (توكيو/ژاپن) براى كتاب كلاغ ها 1970
سيب طلائى بى ينال براتيسلاوا (چك تسلواكى) براى كتاب كلاغ ها 1971
جايزه براى مدارس فستيوال بين المللى فيلم آنسى (فرانسه) براى فيلم وظيفه اول 1971
جايزه كلوديت كپى فستيوال ملى فيلم بلژيك براى فيلم وظيفه اول 1971
نشان بهترين كتاب سال ((آى بى بى واى)) (شوراي كتاب كودك ايران) براى كتاب وقتى كه من بچه بودم 1354
ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم سان فرانسيسكو (آمريكا) براى فيلم تداعى 1975
جايزه بهترين سناريو فستيوال سالونيكى (يونان) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
لوح افتخار فستيوال بين المللى فيلم شيكاگو (آمريكا) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
جايزه نقره فستيوال بين المللى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
لوح سپاس فستيوال بين المللى فيلم قاهره (مصر) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
جايزه بهترين سناريو فستيوال بين المللى اوبرهاوزن (آلمان) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم پاريس (فرانسه) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 1976
ديپلم افتخار فستيوال بين المللى فيلم جيفونى (ايتاليا) براى فيلم امير حمزه دلدار و گور دلگير 1978
ديپلم افتخار هانس كريستين آندرسن براى كوششهاى عمرانه
لوح تقدير نمايشگاه كتاب بولونيا (ايتاليا) براى كتاب آ اول الفباست 1987
جايزه ويژه هيات داوران جشنواره تهران براى فيلم ابر قدرت ها 1368
جايزه ويژه هيات داوران بى ينال بين المللى كتاب تهران براى كتاب ملا نصر الدين 1378
جايزه موزه ايلوستراسيون توكيو (ژاپن) براى كتاب ملا نصر الدين 2000
عنوان جواهر قرن (بيستم) از فستيوال بين المللى فيلم آنسى (فرانسه) براى فيلم دنياى ديوانه ديوانه ديوانه 2000


براى اطلاعات بيشتر رجوع كنيد به كتاب "Who's who in Graphic Arts" چاپ زوريخ (سويس) 1984
و يا كتاب Cartoons نوشته Giannalberto Bendazzi چاپ ونيز (ايتاليا) 1988

آسيفا: ASIFA: Association International du Film d'Animation
آى بى بى واى: IBBY: International Board of Book for Youth

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 16:1  توسط نازگل  | 

خاویر زابالا

خاویر زابالا، تصویرگر و نویسنده کتاب‌های کودکان، سال ۱۹۶۲ در "‌لئون"، یکی از شهرهای کوچک اسپانیا زاده شد.  پس از به دست آوردن مدرک دیپلم در رشته‌های دامپزشکی و قانون، تصمیم گرفت تحصیلاتش را در زمینه تصویرسازی و طراحی گرافیک درمدرسه هنرهای "‌اُوویدو" مادرید ادامه دهد.

خاویر، در سال ۱۹۸۹ به مادرید نقل مکان کرد و به عنوان تصویرگر در زمینه‌های مختلفی مانند: مجله، تبلیغات، کارتون و... شروع به کار کرد. او معمولا برای دانشگاه‌های مختلف، كتابخانه‌های عمومی، مدارس هنر اروپا و آمريكای لاتين، انجمن‌های شهر و... درس و كنفرانس و کارگاه آموزشی، برگزار می‌كند. از سال ۲۰۰۳ به این طرف، خاویر زابالا توانست جایگاه تثبیت شده ای را در تصویرگری جهان به دست آورد و در واقع از این پس بود که حضور او و آثارش برای شركت در جشنواره‌ها و نمايشگاه‌های بين‌المللی، وزنه بسیار مهمی برای آن رویداد فرهنگی بشمار آمد. سال ۲۰۰۵، او برای نمایش کارهایش در نمایشگاهی كه توسط وزارت فرهنگ برای معرفی اسپانيا در نمايشگاه بين المللی بولونیا سازماندهی شده بود، انتخاب شد.

در همان سال او جايزه بين‌المللی تصويرسازی را به خاطر كتابش با نام "سرباز سالوُمُون‌" كه توسط انتشارات SM  منتشر شده بود دریافت کرد. در واقع، اين مهم‌ترين جايزه‌ای است كه به يك تصويرگر در اسپانيا اهدا می‌شود. در سال ۲۰۰۸، موفق به دریافت جایزه ویژه "بلونیا راگزی" برای کتاب "سانتیاگو" شد. اشعار این کتاب اثر – فدریکو گارسیا لورکا-  سروده شده است. 

خاویر زابالا هم اکنون با مهم‌ترین ناشران اسپانیایی و خارجی همکاری می کند و تاکنون بیش از ۷۰ جلد کتاب برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان تصویرسازی کرده که برخی از آن‌ها را خودش نوشته است. کتاب‌های او به  زبان‌های گوناگونی ترجمه شده اند و درسال‌های اخیر توانسته، مخاطبان گسترده ای را در سطح بین المللی به خود جلب کند. مرتضی زاهدی، تصویرگر ایرانی در حاشیه چهل و هفتمین نمایشگاه کتاب کودک بولونیا در ایتالیا، با این هنرمند گفت و گویی انجام داده که می خوانید:

  • پنج کلمه، برای توصیف دوران کودکی خود؟

خانواده، سرما، گرما، نور. دریا، 

  • نقاشی کشیدن را از کی آغاز کردید؟

فکر می کنم از هفت سالگی. 

  • موضوع های مورد علاقه تان چه چیزهایی بود، آن‌ها را به یاد می آورید؟

بله سربازان دوران باستان موضوعی بود که همیشه در نقاشی‌هایم دیده می شدند. 

  • چه چیزی باعث شد که تصمیم بگیرید هنرمند شوید؟ 

من چنین تصمیمی نگرفتم، این هنربود که من را برگزید! 

  • اولین پرژه تصویرسازی که به دست گرفتید به سفارش چه کسی و یا کدام انتشارات بود؟

اولین سفارش حرفه ای من در واقع یک پوستر برای تبلیغات بود... 

  • موثرترین گامی که در جهت خودسازی و رشد هنری‌تان برداشتید چه بود؟

شاید بشود گفت اولین باری که به نمایشگاه کتاب بولونیا رفتم! رو در رو شدن با هنرمندان تصویرگر، ناشرین، نویسندگان، دیدن و شنیدن کنفرانسهای جدی در حوزه نشر و توسعه کتاب و مخاطبین گسترده از سراسر جهان، چشم انداز جدیدی را از این حرفه و به طور کلی هنر تصویرگری به رویم گشود. در آن‌جا می شد امکان واقعی رشد و توسعه و مهارت‌های حرفه‌ای و هنری را از نزدیک لمس کرد. 

  •  آیا جایی که در آن زندگی می کنید روی کار شما تاثیر می‌گذارد؟

 بله قطعا. بسیاری از تصاویری که می کشم - مردم، مناظر،اشیاء - همه آمیخته از تأثیراتی است که در دوران کودکی از محل زادگاهم "‌لئون" گرفته‌ام. خانه‌هایی که معمولا در کتاب‌هایم می‌کشم و می‌بینید درست خانه‌های روبروی استادیوم در شهر مادرید هستند. من فکر می‌کنم وقتی هنرمند اثری خلق می‌کند، بدون شک محیط و اتفاق‌های پیرامونش در آن نقش خواهند داشت. 

  • بیشتر کدام یک از جنبه های حرفه‌ای گری را نمی‌پسندید؟

راستش را بخواهید، از تمامی مراحلی که به دریافت پول مربوط می شود بیزارم !

  •  چه کسانی یا چه مکاتبی در روند شکل گیری شما در هنر تاثیرگذار بوده اند؟  

مکتب اکسپرسیونیسم آلمان، مکتب کوبیسم به خصوص آثار پیکاسو، نقاشی سبک بیزانسی، هنر رمانسک و... از هنرمندانی که روی نحوه نگرشم موثر بوده‌اند می توانم به شاگال، کله، ماتیس، گویا، تاپیس، پیرو دلا فرانچسکا، جوتو، بروگل، دورر، هوکوسای و بسیاری بسیاری دیگر نام‌ها اشاره کنم. همچنین بعضی از تصویرگران مانند یوزف ویلکن، کوتا پاکوفسکا، آندره فرانسوا، لوزاتی، ولف ایرل بروخ  نیز در گسترش دید و اندیشه ام تأثیرات زیادی گذاشته اند.

  • اگر شما صد سال پیش از این زندگی می کردید، تمایل داشتید در کدام جنبش یا گروه هنری حضور می داشتید؟ 

در جنبش امپرسیونیست. 

 

  • آیا به نظر شما بین نقاشی و تصویرگری تفاوتی هست؟

من هیچ مرزی بین این دو نمی گذارم و معتقدم که خط کشی و دسته بندی کردن هنرها در دوران معاصر تلاشی بیهوده است.این پرسش بیشتر مربوط می‌شود به این‌که از این دو حوزه چه تعریف و یا برداشتی در ذهن داشته باشیم. زبان هر دو از نظر من یکی است، شاید فقط رفتارهای نقاشانه و یا آزادی عمل در نقاشی با تصویرگری از نوع دیگری باشد. باید بگویم اصولا تصویرگری محدودیت‌هایی دارد که نقاشی از آن عاری است، همین.      

  • کدام‌یک از کتاب‌ها و یا آثارتان بیشتر باعث افتخار و رضایت شما است؟

کتاب های بارسلونا، سانتیاگو و ...  هملت 

  •  سه هنرمند را نام ببرید که آرزو دارید دوباره زنده شوند تا بتوانید از نزدیک با آن‌ها آشنا شوید؟ 

معمار ناشناخته کلیسای قرون وسطی و کمی نزدیک‌تر آندره فرانسوا و  لئوناردو داوینچی.

  •  از نظر شما زیباترین شهر دنیا از لحاظ هنری کدام شهر است که شما فرصت داشته اید آن را از نزدیک تجربه کنید؟

ما دراسپانیا شهرهای بسیار زیبایی داریم مانند گرانادا، کوردوبا، سالامانکا، بارسلونا... اما برای من شهر رم چیز دیگری است.

  •   اگر قرار باشد فقط به سه عامل مهم که باعث می‌شود تأثیر یک اثر تصویری دو چندان شود اشاره کنید،از نظر شما آن‌ها کدام‌اند؟ 

تنوع ، صداقت و حساسیت. 

  • آیا کاری یا پروژه ای هست  که دوست داشته باشید آن را امتحان کنید اما هنوز فرصتش پیش نیامده؟

بله، نقاشی برای پرده های نمایش، فرسک، مجسمه سازی و...

  • اگر بخواهیم دو کتاب از هنرمندان مورد علاقه تان را برای‌مان نام ببرید، آن‌ها کدام هستند؟  

 همه کتاب‌های یوزف ویلکن از انتشارات  بوهم پرس و  کتاب خاطرات اثر بالتوس.   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 23:25  توسط نازگل  | 

نورمن راكول

نورمن راكول در3فوريه 1894 در شهر نيويورك به دنيا آمد . راكول در سن 16 سالگي از دبيرستان به مدرسه هنري كاس رفت. سپس به آكادمي بين المللي طراحي پيوست و سرانجام عضو انجمن دانشجويان هنر شد ؛ مكاني كه وي با توماس نوگارتي و جرج بريدمن آشنا گشت . راكول ابتدا براي مجله Stnicholasو ديگر مجلات مربوط به جوانان كار مي كرد . در زمان دانشجويي اش شغل هاي كم اهميت داشت و نخستين درخشش او در سال 1912 با تصوير سازي كتاب «به من بگو چرا» اثر «سي،اچ، كلودي» بود، راكول در آن زمان 18 سال داشت. همچنين در سال 1913 او مدير هنري مجله Boys lifeشد، مقامي كه براي او سال هاي زيادي محفوظ ماند . نخستين طرح جلد منتشر شده او «چرخ هاي كشتي اسكات» براي مجله life Boysبود كه در سال 1913 چاپ شد. در زمان جنگ جهاني اول او براي ورود به نيروي دريايي اقدام كرد اما از پذيرش او امتناع كردند اما سرانجام موفق شد در ارتش نام نويسي كند ؛ در هر صورت او در طي انجام وظيفه اش نقش يك سرباز هنرمند را ايفا مي كرد . راكول در سن 21 سالگي از «نيوروچل» به نيويورك نقل مكان كرد و با انيماتور مشهور «كلايد نورسيت» همكار گشت . با كمك وي راكول اولين طرح جلد موفق خود را با عنوان «پسر با كالسكه بچه» در 20 مي 1916 براي مجله پست عصر شنبه ارائه نمود و سپس اين موفقيت را در كارهاي ديگري چون ، مردم در بالكون تئاتر و ... ادامه داد. راكول در مدت 12 ماه 8 مجموعه براي طرح جلد پست عصر شنبه كار كرد كه شامل 231 طرح مي شود . در سال 1939، خانواده راكول از «آرلينگتون» به«ورموت» نقل مكان كردند . نقاشي هاي نورمن از زندگي امريكايي در يك شهر كوچك ملهم از ورموت است. در سال 1943 و در طول جنگ جهاني دوم راكول 4 مجموعه در مورد آزادي نقاش كرد كه در طول 7 ماه كامل شد . اين مجموعه سخنراني رزولت الهام گرفته شده بود وي 4 قاعده كلي براي اصلاح جهان اعلام كرده بود : آزادي از نياز ، آزادي از سخنراني ، آزادي در پرستش و آزادي از ترس . اين نقاشي ها در 1943 در پست عصر شنبه منتشر شدند . راكول طرح آزادي از سخنراني را از ديگر طرح ها بيشتر دوست مي داشت . در همان سال بسياري از نقاشي هاي اصلي وي در آتش سوزي استوديو از بين رفتند . در سال 1953 همسر وي به طرز غير منتظره اي در گذشت و راكول غرق اندوه شد . در اين ميان او و پسرش توماس اتوبيوگرافي نوشتند به نام :«سرنوشت من همانند يك تصوير گر» و پست عصر شنبه منتخبي از آن كتاب را در 8 نسخه متوالي به چاپ رساند كه شامل نخستين پرتره سه گانه مشهور وي مي باشد . در سال 1961 ، راكول بار ديگر با يك معلم مدرسه به نام مولي پاندرسون ازدواج كرد و آخرين آثارش براي مجله پست در 1963 انتشار يافت اما براي مجله Lookده سال ديگر نيز كار كرد جايي كه او علاقه خود را به اصطلاح مدني ، فقر و ... نشان داد. در طول يك دوره بلند مدت وي از چهره روساي جمهوري چون كندي ، جانسو و نيكسون و چهره هاي خارجي چون جمال عبدالناصر و جواهر لهل نهر و تصوير ساخت. آخرين پرتره وي چهره خواننده ي افسانه اي «جودي گارلند» بود كه در سال 1969 كشيده شده است . او همچنين بيش از40كتاب عامه پسند مثل تام ساير و هالكبري فين را به تصوير كشيده است . راكول در سال هاي آخر عمرش توجه بيشتري به موضوع ن‍‍ژاد پرستي نشان داد كه به عقيده بسياري از منتقدان اين آثار جزو شاهكارهاي وي محسوب مي شوند .574 اثر اصلي وي در نزديكي خانه اش در ماساچوست نگه داري مي شود . راكول در 1977 از طرف رئيس جمهور مدال افتخار آزادي را به خاطر اثر معروف :«چهره واضح و تأثير گذار كشور ما» كسب كرد . وي در 8 نوامبر 1978 در سن 84 سالگي به علت بيماري آمفيزم در ماساچوست در گذشت . راكول تأليفات بسياري داشت و بيش از 4000 اثر خلق كرد كه اغلب آن ها يا در آتش سوزي از بين رفتند يا در مجموعه هاي ثابت هستند . تعدادي از آثارش در حوزه نقد مدرن به طور چشمگيري مورد توجه قرار گرفتند به ويژه طرح جلد «پست عصر شنبه» كه بيانگر توصيفات ايداليستي و احساساتي از زندگي امريكايي است كه اين نوع ديدگاه سبب مي شود به او لقب كم ارزش Rockweellesque بدهند . در نهايت وي هيچگاه توسط هنرمندان معاصر به عنوان يك نقاش جدي مورد توجه قرار نگرفت و از نظر آنان اغلب آثارش به عنوان بورژوا و كيچ محسوب مي شوند . از ديدگاه منتقدان او بيشتر به عنوان يك تصوير ساز شناخته مي شود تا يك نقاش . اگر چه تعدادي از مردم او را به عنوان بخشي از جنبش آرت دكو مي دانند . اما او واقعاً يك هنرمند تجاري بود كه اكثر آثارش را براي روزنامه ها و كتاب ها مي كشيد . او خود در جايي گفته است:«من مورخ نيستم . من فقط چيزهايي را كه در اطرافم مي بينم ، مي كشم . من آمريكايي را كه مي شناسم ، نشان مي دهم و چيز هايي را مشاهده مي كنم كه ديگران ممكن است به آن توجه نكنند .» راكول به راستي زندگي رايج آمريكا را انعكاس مي دهد . متأسفانه تعداد زيادي از مردم فقط ديدگاه راكول را مي شناسند و نه هنر وي را و از آن نيز فقط بهره برداري تجاري مي كنند .

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 22:46  توسط نازگل  | 

فرشید مثقالی

استاد فرشید مثقالی

فرشید مثقالی تصویرگر کتاب های کودکان، سال ۱۳۲۴ در اصفهان به دنیا آمد.

و پس از به پایان رساندن دوره ی دبیرستان، در رشته نقاشی دانشکده هنرهای زیبا به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۴۹ از این دانشکده دانش آموخته شد. مثقالی چند سالی در دفتر روابط عمومی سازمان برنامه و مجله ی "نگین"  کار کرد و سپس در "کیهان بچه ها" به کار تصویرسازی پرداخت. او برای نخستین بار کتاب «کره اسب سیاه» از سری کتاب های "پیک" را به شکل سیاه و سفید تصویرگری کرد. نخستین کتاب رنگی که تصویرگری کرد، "خروس زری، پیرهن پری" احمد شاملو از انتشارات نیل بود. پس از آن تصویرگری کتاب "جمشید شاه" از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به او سفارش داده شد و چند سال بعد "ماهی سیاه کوچولو" را به تصویر کشید. همان سال (۱۹۶۹) کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای اولین بار در نمایشگاه بین المللی كتاب كودك بولونیا در ایتالیا شرکت کرد و تصویرگری "ماهی سیاه کوچولو" برنده ی جایزه ی اول نمایشگاه شد. این کتاب، آن سال در دوسالانه‌ی تصویرگری براتیسلاوا نیز دیپلم افتخار گرفت. در سال ۱۹۷۴، فرشید مثقالی از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نامزد دریافت جایزه ی اندرسن شد و این جایزه را از آنِ خود کرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 21:0  توسط نازگل  | 

پرویز کلانتری

 

پرویز کلانتری (زاده ۱ فروردین ۱۳۱۰) نقاش، طراح، نویسنده و روزنامه نگار معاصر ایرانی است.

پرویز کلانتری طالقانی در شنبه روز نخست فروردین ۱۳۱۰ در روستای فشندک طالقان زاده شد. وی از کودکی علاقهٔ خود را به رنگ‌ها نشان داد و به گفتهٔ خودش از کودکی با خط خطی کردن دیوار همسایه‌ها کشیدن نقاشی انتزاعی را تمرین می‌کرد. او در دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران درس خواند و در سال ۱۳۳۸ در رشتهٔ هنرهای تجسمی دانش آموخته شد.

او در دانشکده با همایون صنعتی‌زاده رییس دانشکدهٔ هنرهای زیبا آشنا شد و این آشنایی موجب راهیابی او به موسسهٔ انتشاراتی فرانکلین ناشر کتاب‌های درسی و نشریهٔ پیک گشت. به این ترتیب به تصویرگری کتاب‌های درسی روی آورد.

کلانتری در مراکز هنری از جمله دانشکدهٔ هنرهای زیبای تهران و کالج هنری کودکان در کالیفرنیا کار کرده و مدتی مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران بوده‌است. تاکنون در نمایشگاه‌های گروهی و انفرادی بسیاری در داخل و خارج از ایران، شرکت کرده‌است و یک اثر از آثار این نقاش برجسته، درفهرست تمبرهای ویژه سازمان ملل به چاپ رسیده‌است. هم چنین تابلوی مشهور شهر ایرانی از نگاه نقاش ایرانی او در مقر سازمان ملل قرار دارد.

از سال ۱۳۵۳ با شروع نقاشی‌های کاهگلی، دورهٔ تازه‌ای را در زندگی هنری خود آغاز کرد که تا امروز آن را ادامه داده‌است. تابلوهای او جلوه‌ای ملموس از زندگی مردمان کویر و ساحل را در خود دارد. او بیش‌تر با تابلوهای کاهگلی‌اش شناخته می‌شود[۱] و حتی بسیاری او را پایه گذار سبک کاهگلی می‌دانند اما به گفتهٔ خودش پیش از او مارکو گریگوریان اولین کسی بود که این کار را کرد، هرچند شیوهٔ کلانتری برخلاف گریگوریان که کاملا انتزاعی و مدرن بود، ملایم تر و طبیعی تر است. وی می‌گوید «من نقاش مناظر خاک آلود مملکتم هستم» به همین دلیل است که او در بیش تر کارهایش فضاها و نمادهای روستایی و بومی را تصویر می‌کند. وی هم‌چنین از هنرمندان بنام مکتب سقاخانه است.

او نویسنده و روزنامه نگار نیز هست و تا کنون چند مجموعه داستان منتشر کرده و کتاب‌های "ولی افتاد مشکل ها"،"چهار روایت" و "نیچه نه، فقط بگو مشداسماعیل" ازجمله آثار اوست. هم چنین مقالات هنری متعددی از این هنرمند درخصوص ارتباط هنر و هنرمند ایرانی، درنشریات ایرانی منتشرشده‌است.

پرويز کلانتری از زبان خودش

سالها پيش کودکی با قطعه زغالی توی کوچه روی ديوار خانه شان نوشت:
اگر می خواهی مرا بشناسی سر اين خط را بگير و بيا. او خط را پيچاند و پيچاند و رفت روی ديوار کناری و بعد روی ديوار همسايه، رفت تا انتهای کوچه و خط را ادامه داد تا کوچه های بعدی تا اينکه ناگهان متوجه شد در يک محله غريبه گم شده است. شروع کرد به گريه و زاری چون گمشده بود. البته طبيعي بود که سر آن خط را دوباره بگيرد و برگردد سر جای اول. ولی از آن جا که خط را در هم پيچانده بود ديگر نمی توانست اين کار را انجام دهد.
حالا ببينيم قضيه چه بوده است؟ اصلا کسی قرار نبود اين بچه را بشناسد که سر آن خط را بگيرد و آن را دنبال کند تا بداند اين بچه کيست. در واقع معنای روانشناختی اين کار چنين است که اين بچه می خواست خودش خودش را بشناسد و در وادی خودشناسی بود که رفت و گم شد. حالا سالها گذشته است و من همچنان او را می بينم که در حال خط کشيدن است تا خودش را پيدا کند.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 18:43  توسط نازگل  | 

 

 

آیدین آغداشلو سال ۱۳۱۹ خورشیدی در محلهٔ آفخرا ی رشت به دنیا آمد . پدرش از مهاجران قفقازی بود و در ۱۲ سالگی آیدین درگذشت و وی از آن زمان با مادرش زندگی می‌کرد. در جوانی با پری وزیری‌تبار (هنرپیشه تئاتر و سینما) که با نام هنری شهره آغداشلو شناخته شده است، ازدواج کرد. ولی این ازدواج به جدایی انجامید و آیدین آغداشلو مجدداً در سال ۱۳۵۹ با فیروزه اطهاری (دانش‌آموختهٔ رشتهٔ معماری) که از دانشجویان خود او بود، ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر به نام‌های «تارا» و «تکین» شد. او در حال حاضر در تهران ساکن است و خانواده اش در تورنتوی کانادا ساکن هستند.

آیدین آغداشلو از پنج سالگی به نقاشی روی آورد و در ۱۴ سالگی نقاشی‌هایش در کتاب‌های درسی چاپ می‌شدو بعدها نقاشی و گرافیک حرفه اصلی او شد و در رشته نقاشی از دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید و از آن تاریخ تاکنون به خلق آثار هنری و تدریس نقاشی و تاریخ هنر در دانشگاه اشتغال دارد.و علاوه بر خلق آثار نقاشی و گرافیکی ارزشمند، در زمینه تئاتر و سینما نیز صاحب نظر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 18:24  توسط نازگل  | 

آنتونی براون

آنتونی براون تصویرگر و نویسنده انگلیسی است که تاکنون بیش از چهل کتاب به چاپ رسانده است. او نخستین تصویرگر انگلیسی برنده جایزه هانس کریستین اندرسن است. افزون بر این تاکنون دو بار جایزه کیت گرین وی و سه بار جایزه امیل را از آن خود کرده است.

کتاب های براون به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده اند و تصاویر کتاب هایش در نمایشگاه های داخلی و بین المللی بسیاری شرکت کرده اند.

آنتونی براون در سال ۱۹۴۶در شفیلد انگلستان زاده شد. زمانی که یک سال داشت خانواده اش به دلیل افتتاح میکده ای در بردفورد به این شهر کوچ کردند. براون در رابطه با این محل کسب و کار خانوادگی می گوید: "آن گونه که به من گفته اند، گویا در خردسالی بر روی پیش خوان و یا میزهای میکده پدرم می ایستادم و برای مشتریان داستان هایی در مورد شخصیتی خیالی به نام تَکلِ خنگِ گنده تعریف می کردم. اما چیزی که خود به یاد می آورم این است که بخش عمده ی کودکیم را به همراه برادر بزرگترم مشغول ورزش، جنگیدن و نقاشی بودم." او در کودکی به هنر علاقه فراوانی داشت و غالباً به همراه پدرش به طراحی و نقاشی می پرداخت. او هم چنین در مدرسه راگبی، فوتبال و کریکت بازی می کرد و آرزو داشت تا در بزرگسالی روزنامه نگار، طراح کاریکاتور یا مشت زن شود.

براون به دبیرستان کلکیتون رفت و در هفده سالگی وارد کالج هنر لیدز در رشته طراحی گرافیک شد. در این زمان بود که در زندگانی او تغییر بزرگی روی داد. او در مورد این اتفاق می گوید: "من تازه به تیم راگبی دعوت شده بودم، امری که بسیار برایم مهم و حیاتی بود، چرا که برادر بزرگترم نیز در همین تیم بازی می کرد. پدرم به تماشای بازی ما آمده بود. با هم به خانه برگشتیم و پدر مرد. به طرز وحشتناکی در نیم ساعت جان باخت، سکته کرد، آن هم در برابر چشمان من." از دست دادن پدر تاثیری شدید و عمیق بر روی براون گذاشت. در پایان دوران تحصیل براون تصمیم گرفت تا به عنوان نقاش و طراح مشغول کار شود. اما به دلیل دشواری های اقتصادی با دیدن آگهی استخدام درمانگاه سلطنتی منچستر به عنوان تصویرگر پزشکی مشغول به کار شد.

او سه سال به این حرفه مشغول بود، هنگامی که احساس کرد این کار به دلیل واقعگرایی بیش از حد، حس تخیل و فانتزی او را ارضاء نمی کند، تصویرگری پزشکی را ترک و به عنوان طراح کارت های تبریک مشغول به کار شد. او حدود پانزده سال برای گالری گردُن فریزرکارت تبریک طراحی کرد. آنتونی براون در سال ۱۹۷۲ به جنوب انگلستان و به رمزگیت رفت. پس از مدت کوتاهی با ویلونیست محلی آنجا جین فراکلین آشنا شد و ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند است که هر دو دانش آموخته ی رشته ی هنر و موسیقی هستند. در همین دوران او شماری از کارت های تبریک و طراحی های خود را برای ناشران کتاب کودک فرستاد و برای نخستین بار با جولیا مک ری آشنا شد، فردی که از آن پس تا کنون ویراستار و مدیر برنامه های او است.

براون در ۱۹۷۶ نخستین کتاب خود را با نام از خلال آیینه ی جادو، به چاپ رسانید. این کتاب چندان مورد توجه قرار نگرفت، هرچند که هنوز هم تجدید چاپ می شود. پس از آن کتاب پیاده روی در پارک را نوشت و تصوگری کرد (کتابی که پس از بیست سال آن را بازآفرینی کرد و با عنوان صداها در پارک به چاپ رساند). پس از آن کتاب شکار خرس را چاپ کرد، کتابی که از نظر تجاری و اقتصادی موفق تر از دو اثر قبل بود. اما کتابی که نقطه ی اوج و آغاز دنیای حرفه ای آنتونی براون به حساب می آید گوریل نام دارد. کتابی که در سال ۱۹۸۳ به چاپ رسید و اولین مدال کیت گرین وی را برای او به ارمغان آورد. براون بار دیگر در سال ۱۹۹۳ به خاطر کتاب باغ وحش مدال کیت گرین وی را به دست آورد. علاوه بر آن جایزه ی امیل را نیز سه بار به دست آورد. ابتدا برای گوریل در سال ۱۹۸۳، سپس برای آلیس در سرزمین عجایب در ۱۹۸۸ و در نهایت برای کتاب صداها در پارک در سال ۱۹۹۸. مهم تر آن که در سال ۲۰۰۰ به عنوان نخستین تصویرگر انگلیسی به سبب سال ها تلاش و خلاقیت در زمینه ی ادبیات کودک، موفق به دریافت جایزه ی جهانی هانس کریستین اندرسن شد. این جایزه برجسته ترین جایزه ای است که به مجموعه آثار یک نویسنده یا تصویرگر کتاب کودک اختصاص می یابد و آنرا نوبل کوچک نیز می نامند.

او در مورد تصاویر کتاب هایش و مخاطبان می گوید: "من این ایده را که به نام تصویرگری برای کودک، کتابی بسازم تا بزرگسالان از آن خوششان بیاید و لذت ببرند، دوست ندارم. خوانندگان کتاب های تصویری من طیف وسیعی از گروه های سنی هستند، با قابلیت های متفاوتی از خواندن متن یا درک تصویر. بنا بر این من دوست دارم تا چیزهایی را در تصاویر کتاب یا متن هایم بگذارم تا کشف شوند. افراد با سنین متفاوت، کودکانی که قدرت درک ادبی یا بصری بالاتری دارند یا کودکانی که یک کتاب را بیش از ۳ یا ۴ بار بخوانند، می توانند این عناصر را کشف کنند و از این یافته ها به فراخور سنشان لذت ببرند. من می دانم که کودکان در بیشتر موارد کتاب ها را به همراه بزرگتر هایشان می خوانند. بزرگسالانی که به دلیل فعالیت های روزانه خسته و کسل هستند. آن ها اگر از کتابی که برای کودکانشان می خوانند لذت نبرند و به هیجان نیایند، خستگی و کسالت خود را به کودکان نیز انتقال خواهند داد. بنابر این در تصاویرم سعی بر آن دارم تا نکاتی قابل دیدن و کشف برای تمامی گروه های سنی قرار دهم تا بزرگسالان نیز هنگام خواندن کتاب ها از آن لذت ببرند و علاقه ی خود را به کودکان انتقال دهند."

براون، مقام افتخاری ادبیات کودک و نوجوان بریتانیا برای سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ را به دست آورد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 2:39  توسط نازگل  | 

جو سورن

یکی از جنبشهای هنر زیرزمینی، لوبرو آرت٭ نامیده می شود. این جنبش در حقیقت از یک هنر مردم پسند برخاسته است و کمیک های زیرزمینی، موسیقی پانک، فرهنگ خیابانی هان راد و دیگر خرده فرهنگ های کالیفرنیایی را در بر می گیرد. از آن به عنوان پاپ سوررئالیسم هم نام می برند. معروفترین کارهای این گروه، نقاشی های آنان است، اگرچه اسباب بازی و مجسمه را هم شامل می شود. یکی از هنرمندان این گروه که می خواهم آثارش را معرفی کنم، جو سورن است

جو سورن متولد ۱۹٧٠ در شیکاگوست، در سال ۱۹۹١ از دانشگاه آریزونا لیسانس هنر خود را دریافت کرده و تصویرگری هایش جوایزی برای او به همراه داشته است. در شرح مختصری از زندگی وی در ویکی پدیا نیز می خوانیم که آثارش در نیویورکر، تایم و رولینگ استون آمده است و کمپانی های وارنر باوس و آتلانتیک رکورد نیز از آثار او بهره برده اند.
سورن به مرزبندی و یا به قول خودش پرچم اعتقادی ندارد. او خودش را متعلق به سراسر دنیا می داند. وی می گوید که در نتیجهء رؤیایی که در گذشته دیده است، آخرین سری کارهایش، خودشان را به او تحمیل کرده اند و هنگام اجرای نقاشی، اجازه می دهد تا بومش بازگوید که چه خواهد گذشت. او معتقد است اگر قرار باشد یک بار دیگر زندگی کند، باز هم نقاشی را بر می گزیند، اما دوست دارد این بار آن را از سالهای ابتدایی مدرسه، آغاز کند و نه از دوران کالج.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 2:26  توسط نازگل  | 

فعل «to illustrate » (به معنای مصورسازی یا شرح مثالی با تصویر) از ریشه لاتینی «lustrare» (نور افشاندن بر چیزی)است.تصویرسازی هنر ارسال ایده هایی موجز به واسطه ی تصاویر در گستره ای از رسانه ها است.تصویرسازی در عین حال هم می تواندمعنای موضوعی را روشن سازد و هم بستری تازه برای نشان دادن آن موضوع به جهان به وجود آورد.

یک تصویرسازی یا مجموعه ای از آن ها٬ داستانی را روایت می کند که غالبآ با متن آن در ارتباط است.یک تصویرسازی موفق خواه برای صفحه کتاب طراحی شده باشد٬خواه برای صفحه نمایش و یا دیوار٬به همان میزان که از قدرت توصیف و شفاف سازی روایت برخوردار است٬مبین نقطه نظر طراح تصویرساز و رویکرد او نسبت به رسانه و تکنیک اش نیز هست.

تصویرسازی بر سه مهارت تکیه دارد٬که هر سه آن ها در بسیاری از رشته ها قابل اجرا هستند:

ـ به مفهوم در آوردن ایده ها «conceptualizing ideas» (از چه جهان بینی ای برخوردار است)

ـ حل مشکلات خلاقانه (چگونه این دیدگاه را انتقال می دهد)

ـ اختصار ٬انتقال دهندگی ٬ مهارت های انتقال معنا.

سه مهارت اخیر ٬ بنابر نقش مهمی که در راه دستیابی عملی به محصولی خلاق ایفا می کنند ٬ ما را در ارائه ی تعریفی برای تصویرسازی ـ به عنوان رسانه ای موثق ودر مقام حرفه ای تمام و کمال ـ و تسهیل در کارکردهای بنیادین آن یاری می کند : ارتباز میان ایده ها.تصویرسازی در اغلب موارد (ابته نه منحصرآ)فعالیتی تجاری است و پاره ای از مواقع به عنوان جزیی از نهاد تجاری بزرگتر ویا موسسه و بنگاه تولید انبوه عمل می کند.تصویرسازی فصل مشترکی از گرافیک دیزاین ٬ هنرهای زیبا و دیزاین تعاملی interactive Design» است که دامنه ی گسترده ای از فعالیت های خلاقانه را شامل می شود:«تصویرسازی برای روزنامه و مجله٬ تبلیغات و بسته بندی محصول٬ کتاب های کودکان و بزرگسالان٬ فرم های کوچک و بزرگ در گرافیک متحرک و انیمیشن ونیز تصویرگری(imagery) کتب مصور و رمان های تصویری.»تصویرسازی اخیرآفعالیت در شاخه هایی چون غیرسنتی(رسانه های غیر چاپی) را نیز در بر گرفته است٬شاخه هایی چون تولید اسباب بازی و دیزاین منسوجات٬تصویرگری برای صفحه نمایش(فیلم های انیمیشن٬کارتون های اینترنتی٬گرافیک موبایل)و نیز اشکال خیابانی دیزاین همچون تصویرگری برای اسکیت بورد٬عکس برگردان و گرافیتی. گرچه تصویرسازی به لحاظ تاریخی در بستر واژگان به حیات خود ادامه می داد و وابسته به متن بود.لیکن در سال های اخیر و به واسطه رهنگ رو به رشد فرهنگ بصری ٬ از اصولی مستقل برخوردار شده است.تصودرسازان هر ابزاری را که تاریخ هنر در اختیار می گذارد به خدمت می گیرند.ابزاری که می تواند شامل رنگ روغن٬آآبرنگ٬تمپرا٬اچینگ٬سیلک اسکرین و ......... شودتصویرسازان چه به لحاظ تاریخی که نسبت به محصولات خلاقانه بی تفاوت بودند و چه در زمان حال که برای تآثیرگذاری از مدیم های موقتی و غیرقابل بایگانی سود می جویند همواره به ابژه ای که می آفرینند همچون اثری که قابل ارائه در گالری هاست می نگرند.در هر حال تصویرسازان اثرشان را با همان حساسیتی که سفارشات کاری را انجام می دهند خلق می نمایند.با این تفاوت که اثر آن ها به جای آن که به واسطه ی تخیل و احساس مسئولیت شان نسبت به مشتری ساخته شود٬اط منویات درونی تصویرساز بهره می برد.رسانه٬دستمایه و ایده ای که موری استفاده قرار می گیرد هر چه بهتر انتخاب شده باشد٬تصویرسازی امکان بیشتری می یابد تا مخاطب را با جهاتی مواجهه کند که پرتو تازه ای بر آن تابیده ویا اساسا او را وارد سپهری تازه سازد.

اتحادـ علی ـ حرفه هنرمند ـ نشریه هنرهای تصویری ـ پاییز ۸۸

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 0:41  توسط نازگل  |